خاطره
شهرناز
تاريخ : پنجشنبه 17 فروردين 1396 | نویسنده : شهرناز
بازدید : 71 مرتبه

دختر خوشگلم ، دو شب پيش با هم رفتيم خونه خاله شهناز . نميدوني كه چقدر از ديدن تو ذوق زده شده بود . وهمش تورو بغلش ميگرفت و قربون صدقت ميرفت . دختر خاله زهرا كه 8سالشه همش با تو بازي ميكرد و وقتي تنهات ميگذاشت تو همش جيغ ميزدي يعني دانلود آهنگ جدید كه بيا با من بازي كن.تازگي ها هم كه شروع كردي به صدا در آوردن.نميدوني كه چقدر صدات دلچسبه طوري كه من و مامانت با صدات دلمون ميره.و بعضي وقتها هم صداهاي خاصي در مياري كه منو و مامانت از خنده روده بر ميشيم.الهي فدات اون صورت كوچولو وماهت بشمقلب



موضوع :
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 14 نفر
بازديدهاي ديروز : 16 نفر
بازدید هفته قبل : 146 نفر
كل بازديدها : 6143 نفر
امکانات جانبی