X



[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 2:21 | نویسنده : مامان سحرناز |

 

پلکی مزن که چشم ترت درد می کند
پر وا مکن که بال و پرت درد می کند

‏آن تن که بود خسته این راه درد داشت
‏حتما که قلب خسته ترت درد می کند

‏می دانم این که بعد تماشای اکبرت
‏زخمی که بود بر جگرت درد می کند

‏با من بگو که داغ برادر چه کار کرد
‏آیا هنوز هم کمرت درد می کند؟

‏مانند چوب خواهش بوسه نمی کنم
‏آخر لبان خشک و ترت درد میکند

لب های تو کبود تر از روی مادر است
‏یعنی که سینه پدرت درد می کند

میخواستم که تنگ در آغوش گیرمت
یادم نبود زخم سرت درد می کند

با سر چرا به دیدن این دختر آمدی؟
‏پای تو مثل همسفرت درد می کند؟

کمتر به اسبِ نیزه سوار و پیاده شو!
‏از هجمه های سنگ سرت درد می کند




[ موضوع : مناسبتها]
تاريخ : يکشنبه 3 آذر 1392 | 1:56 | نویسنده : مامان سحرناز |

تو یه نیمه شب تقریبا گرم اواخر مرداد ماه یک ، دو  ،نه سه سال پیش یه فرشته ی ناز کوچولو با

صدای گریه ای که خیلی خیلی شیرین بود و به دل می نشست پر زد و اومد و نشست تو بغل مامانی ...

الهی قربونش برم ... اون فرشته ی ناز ، نفس مامان بود یعنی سحرناز جونم یعنی آروم جونم  یعنی خود

خود عشق یعنی تمام دنیا یعنی ...

آروم جونم سحرنازم تولدت مبارک ، تولدت مبارک عزیز دلم ...

قربونت برم که تولدته...

ببین طلوع چشمات به دنیا چه قشنگه........نگاه زیبای تو صمیمی و یه رنگه

روز تولد توست همه میگن مبارک.......منم میگم عشق من تولدت مبارک

امروز فقط روز توست میخوام دنیا بدونه.......برای اسم زیبات میخونم عاشقونه

تو اومدی به دنیا تو قلب من نشستی.....خوش اومدی عزیزم که عشق من تو هستی

منم تا دنیا دنیاست قدر تو رو میدونم......امروز تولد توست از ته دل میخونم

 تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا شمعا رو فوت کن تا صد سال زنده باشی

 

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 27 مرداد 1392 | 1:58 | نویسنده : مامان سحرناز |

به شب قدر که نزدیک میشد ،لحن مناجات ها و دعاهایش تغییر می کرد...

می گفت:"خدا در شب قدر به هر کس به اندازه ی قدرش می دهد"

در این شب ها از خدا بخواهیم قدر ما را بالا ببرد.. وقتی قدر و ظرفیتمان بالا برود ،لیاقت پیدا می

کنیم که خدانعمتهایش را به ما بدهد و بویژه قدر شب قدر را بدانیم... 

پیامک ماه رمضان

میان سجده ی سبز سحرگاهان

اگر بر خاطرت رد شد خیال من

دعایم کن

که من محتاج محتاجم...

دوستای خوبم تو این شبهای عزیز از همتون التماس دعا دارم..




[ موضوع : مناسبتها]
تاريخ : شنبه 5 مرداد 1392 | 2:09 | نویسنده : مامان سحرناز |

هورااااااااااااا بالاخره سحرنازم شهرزادی شد...

بعد یکی دو ماه انتظار کشیدن بالاخره عکس نفس مامانی تو شماره تیر ماه مجله شهرزاد به چاپ رسید

اینم عکس عشق مامان و باباش

عزززززززیزم

البته باید از پزسنل محترم آتلیه سها هم تشکر کنم که زحمت ارسال عکس برای چاپ به عهدشون بود...




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 30 تير 1392 | 0:43 | نویسنده : مامان سحرناز |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 15 صفحه بعد